جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

220

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

فكر بست نشستن البته با ساختمان دماغى شرقى بىتناسب نيست و اين امر نبايد مايهء تعجب حقارت‌آميز خوانندهء انگليسى شود ، زيراكه در كشور و پايتخت خود ما هم پناهگاه مشابهى براى وام‌داران در محلهء الساشيا « 1 » بين پل برادران سياه‌پوست « 2 » و ساختمان عدليه هست كه مبناى مذهبى داشته و روزگارى حريم افراد دومىنيكن يا برادران سياه‌پوست بوده است محوطهء بست بىشك و شبهه جزو آستانهء امام است و هرگاه حيوانى درون آن پا بگذارد بىدرنگ به دست متوليان مصادره مىشود . 2 - صحن - در انتهاى بازار بست طاق رفيعى است كه از ديواره‌هاى طرفين بلندتر است و به صحن يا حياط اصلى ابنيهء مقدس منتهى مىگردد و آن محوطه شريفى است به شكل مستطيل به ابعاد 150 در 75 يا رد و در آن سنگ قبور درگذشتگان ثروتمند ديده مىشود . همان كسانى كه قدرت مالى كافى براى خريدن چنين نقطهء ممتازى داشته‌اند . در اطراف اين حياط غرفه‌هائى دو طبقه و در مركز آن ساختمانى هشت - گوشهء كوچك ( سقاخانه ) هست كه بام طلائى دارد و حفاظ چشمه‌ايست كه از كانال اصلى مىآيد با مجرائى سنگى كه شاه عباس بانى آن بوده است ، آب اين چشمه براى وضو گرفتن زائرين در هنگام ورود است .

--> - در ايران مثلى هست كه مىگويند هركس به حرمت پناهگاه اسبى تخطى كند هيچ وقت اين اسب‌سوار خود را در جنگ به پيروزى نمىرساند . ملكم در تاريخ خود جلد دوم به يك نسخهء خطى فارسى استناد كرده است كه تمام بدبختىهاى نادر ميرزا نوادهء نادر شاه از آن ناشى شده بوده است كه يكى از افراد فرارى را كه به اصطبل شاهى پناه آورده بود به قتل رسانيد . در آن نسخهء خطى اين مطالب جالب‌توجه هم مندرج بوده است : پادشاه يا اربابى كه مجرمى به اصطبل او پناهنده مىشود بايد تا وقتى كه متهم آنجاست شام و ناهارش را بدهد مىتوان او را قبل از ورود يا بعد از خروج از آنجا نابود كرد ، ولى غلامى كه ارباب خود را كشته باشد تا موقعى كه در پناهگاه است نمىتوان به او دست زد . محل مصون جوار كله اسب است و اگر سر اسب در فضاى آزاد به افسار بند شده باشد مرد پناهنده بايد كلگى اسب را در دست بگيرد . بعدها دم اسب با وجود خطر بيشترى كه در بردارد به همان اندازهء سر وسيلهء پناهندگى قرار گرفت . ( 1 ) - Alsatia ( 2 ) - Black Friars